احمد مجد الاسلام كرمانى
436
سفرنامه كلات ( فارسى )
كرده در حوالى باغ گذاشته بودند و باغ روشن بود و هوايش هم امشب خيلى خنك و باطراوت ميبود ، از اين جهت مردم ميل نداشتند از باغ بيرون بروند و تقريبا تا دو ساعت از شب گذشته جمعيت دستهدسته در باغ متفرق نشسته و صحبت ميكردند و در اين مدت خان حاكم هم با رفقا بالاى بام رفته تماشا ميكردند ، منهم با رفيق شيروانيم در يك ضلع باغ نشسته از مشاهده احوال مردم وجد و سرورى داشتيم و صحبتهاى مفيده ميداشتيم ، تا وقتى كه مردم كمكم متفرق شدند ، حاكم هم پائين آمد فرشها را هم برچيدند ، رفيق منهم خداحافظى كرده به منزل خودش رفت . ما هم نماز مغرب و عشا را در روى تختگاه خوانده حاكم هم آمد و شام خبر كرد و بعد از صرف شام رفتيم بالاى مهتابى و بجاى آنكه فورا بخوابيم شروع بمشورت كرديم . موضوع مشورت ما اين بود كه آيا بعد از وصول حكم مرخصى تكليف چيست ؟ و چه بايد بكنيم ؟ و بكدام طرف برويم ؟ حاجى ميرزا حسن عقيدهاش امشب اين بود كه مستقيما به شهر مشهد برود و در همانجا مدرسه باز نموده متوقف شود و هيچ خيال آمدن بطهران را نميكرد . در سابق هم ميگفت وضع طهران از براى من مناسبت ندارد و بواسطه كثرت مدارس و ديگر مدرسه من نميگردد اما در شهر مشهد مدرسه صحيحى نيست و من ميتوانم مدرسه عالى افتتاح نمايم و نقشه هم كشيده بود كه مبلغى از بانك استقراضى « 1 » قرض كند و بليطى طبع نموده بمردم
--> ( 1 ) بانك استقراضى روس براى رقابت با بانك شاهنشاهى « كه در زمان ناصر الدين شاه قاجار 1889 ميلادى تأسيس شده بود » در سال 1268 ه - ق بوجود آمد ناصر الدين شاه امتياز ايجاد بانك و حق انحصارى حراج عمومى را بيكى از اتباع روسيه واگذار نمود بانك استقراضى روس در به دو امر به صورت يك شركت خصوصى شروع به كار كرد چندى بعد به معاملات رهن اشياء منقول پرداخت . دولت روسيه سهام شركت را خريدارى كرد و اداره آن را بدست گرفت . بانك استقراضى شعبههائى در شهرهاى شمالى ايران داير كرد و دامنه عمليات خود را از معاملات منقول به رهن اموال غيرمنقول كشانيد . -